اولین باری را به یاد میآورم که سعی کردم مدیر پارک مینی ترامپولین را بگیرم. سهشنبه بود، من یک لیست از ده پارک در منطقهام داشتم و تا ظهر همه آنها را بررسی کردم. یکی یک فرم "تماس با ما" داشت که ایمیل من را برگرداند، شماره تلفن دیگری فقط در صندوق پست صوتی که پر بود زنگ خورد. من آنجا نشستم و فکر کردم، خوب، این قرار است سرگرم کننده باشد.
موضوع این است که تماس گرفتن با شخصی که واقعاً در این مکانها تصمیم به خرید میگیرد، ترکیبی عجیب از کارآگاهی و صبر است. و من به عنوان کسی که اکنون تجهیزات پارک ترامپولین را برای امرار معاش کودکان تامین می کند، این را می گویم. با گذشت زمان متوجه میشوید که چه چیزی کار میکند، اما صادقانه بگوییم، نیمی از زمان هنوز مانند حدس زدن به نظر میرسد.
نقطه شروع من معمولاً وب سایت آنهاست. بیشتر پارکها صفحه تماس دارند و گاهی اوقات خوش شانس میشوید - فرم مستقیماً به تلفن مالک میرود. من معمولا آن را کوتاه می کنم. چیزی شبیه، "هی، من قطعات ترامپولین درجه تجاری را تامین می کنم، فقط می خواستم ببینم آیا هرگز به تشک های پشتیبان یا فنرهای جایگزین نیاز دارید." من یک کاتالوگ محصول را بلافاصله روی آنها نمی ریزم. این یک راه سریع برای نادیده گرفتن است.
رسانه های اجتماعی به مراتب بیشتر مورد توجه قرار گرفته اند. یک بار بعد از اینکه آنها ویدیویی از یک سطح پرش پاره شده را منتشر کردند، وارد DM های اینستاگرام پارک شدم. گفتم: "اوه، به نظر می رسد سردرد است. من تشک های جایگزین در آن اندازه دارم، اگر شما یک نقل قول می خواهید." آنها در عرض یک ساعت پاسخ دادند و ما به مدت دو سال با هم کار کردیم. اما من همچنین پیام هایی فرستاده ام که ماه ها خوانده نشده اند. توییتر من تقریبا از آن منصرف شده ام. مثل فریاد زدن در یک گودال کف است.
سپس تماس تلفنی است. من هنوز این کار را انجام می دهم، اما هر بار کمی عصبی ام می کند. شما هرگز نمی دانید که آیا جشن تولد یک کودک را قطع می کنید یا یک جلسه کارکنان. وقتی کسی آن را برمیدارد، فقط چیزی شبیه این میگویم: "سلام، من یک تامین کننده تجهیزات ترامپولین هستم، آیا زمان خوبی برای صحبت کردن وجود دارد یا باید به جای آن ایمیل بزنم؟" اکثر مردم از اینکه شما مستقیم هستید و وقت خود را تلف نمی کنید قدردانی می کنند. گاهی اوقات فقط تلفن را قطع می کنند. یاد می گیرید که آن را شخصی نگیرید.
چیزی که یاد گرفتم در آن ایمیل یا پیام اول گنجانده شود، کمتر به فروش می رسد و بیشتر این است که "هی، من این را در مورد پارک شما دیدم." اگر آنها یک محله کوچک مانند یک پارک ترامپولین کوچک بامزه هستند که در یک مرکز خرید قرار گرفته است، باید اشاره کنم که تجهیزات جمع و جور دارم که متناسب با پلان طبقه آنها است. اگر آنها خودشان را به عنوان یک مکان خانوادگی به فروش میرسانند، به بالشتکهای ایمنی یا این واقعیت اشاره میکنم که وسایل من میتوانند هم کودکان و هم بزرگسالان را تحمل کنند. من سعی می کنم نشان دهم که واقعاً به تجارت آنها نگاه کردم. این به تنهایی شما را جلوتر از اکثر سوالات عمومی قرار می دهد.
من پیشنهاد ارسال نمونه ها را از همان ابتدا متوقف کردم. قبلاً این حرکت من بود، اما چند بار با فرستادن نمونههای تشک ترامپولین که بهتازگی در دفتر شخصی شخصی ناپدید شد، سوختم. حالا منتظر می مانم تا یک مکالمه واقعی در جریان باشد، و سپس می گویم: "اگر می خواهید دوخت را احساس کنید، می توانم یک شبه یک قطعه گوشه نمونه را به شما ارائه دهم." کمتر احساس فشار می کند.
پیگیری ها جایی هستند که من همیشه درگیر می شوم. آیا بعد از سه روز دوباره ایمیل بزنم؟ یک هفته؟ قبلا زیاد فکر میکردم حالا من یک بررسی مودبانه می فرستم، و سپس آن را رها می کنم مگر اینکه پاسخ دهند. من یادداشتی در تلفنم دارم که فقط میگوید: "در حال پیگیری آخرین پیامم - بدون عجله، فقط میخواستم این را در رادار شما نگه دارم." خسته کننده است، اما کار می کند.
جنبه شخصی این شغل بخشی است که هیچ کس در مورد آن به شما نمی گوید. هر مدیر پارک سردرد متفاوتی دارد. یکی ممکن است با شکایات سر و صدای همسایگان سروکار داشته باشد، دیگری در تلاش است تا بفهمد چگونه چند فوت مربع بیشتر از فضای خود فشرده کند. من تماسهای تلفنی آخر شب داشتم که در آن مدیری در مورد تامینکنندهای صحبت کرد که آنها را شبح کرده بود، و من فقط گوش دادم. شما با شنیدن واقعی آنچه آنها نیاز دارند، اعتماد ایجاد می کنید، نه با فشار دادن بروشور به صورت آنها. یکی از مالکان را به یاد میآورم که میخواست یک بخش کوچک پارک ترامپولین را به مرکز بازی فعلیاش اضافه کند، اما مشکل ارتفاع سقف داشت. ما نهایتاً قاب را سفارشی کردیم تا شش اینچ را بتراشیم. چنین چیزی از یک ایمیل الگو اتفاق نمی افتد.
بدیهی است که رقابت بی رحمانه است. من میدانم که تامینکنندگان دیگری هستند که قیمتهای من را کاهش میدهند یا قول میدهند تاریخهای تحویل را که نتوانند به آن برسند. من سعی نمی کنم در آن رقابت کنم. من فقط به مردم می گویم: "اگر تخت ترامپولین شما قبل از تعطیلات آخر هفته شلوغ پاره شود، یکشنبه به تلفنم پاسخ می دهم." این صادقانه بزرگترین نقطه فروش من است. همه به این موضوع اهمیت نمی دهند، اما مدیرانی که این کار را انجام می دهند، تمایل دارند که کنار هم بمانند.
اگر خودتان سعی میکنید به این افراد دسترسی پیدا کنید، چه یک تامینکننده یا فقط فردی با یک ایده عالی، از سکوت دلسرد نشوید. بهترین ارتباطی که من برقرار کردم، پس از ماهها پیامهای معمولی و دوستانه «فقط چک کردن» بود. و گاهی اوقات مدیری که در نهایت به آن دست مییابید اصلاً تصمیمگیرنده نیست، آنها اطلاعات شما را به مدیر منطقه میفرستند و شما به نقطه اول باز میگردید. این یک روند صاف نیست، اما یک فرآیند انسانی است.
به هر حال، اگر میخواهید درباره تجهیزات ترامپولین صحبت کنید، به توصیه نیاز دارید، یا فقط میخواهید داستانهای «این پست صوتی را باور نخواهید کرد» را با هم عوض کنید، راحت باشید. من همیشه از چت کردن خوشحالم، بدون فشار.

